ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
261
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
و فرمود : « انّ المؤمن يغبط و لا يحسد ، و المنافق يحسد و لا يغبط ( 1 ) » . « مؤمن غبطه مىبرد و حسد نمىورزد ، ولى منافق حسد مىورزد و غبطه نمىبرد » . و فرمود : « حسود پيش از آنكه ضررى به محسود برساند به خود زيان مىزند ، چنان كه ابليس به سبب حسد براى خود لعنت به ارث برد ، و براى آدم برگزيدگى و هدايت و بالا رفتن به مقام حقايق عهد و اصطفاء الهى را حاصل كرد . پس محسود باش و حسود مباش ، كه ترازوى حسود هميشه سبك است به واسطهء سنگينى ترازوى محسود [ 2 ] ، و روزى قسمت شده است ، پس حسد چه نفعى به حسود و چه ضررى به محسود مىرساند . و ريشهء حسد از كورى دل و انكار فضل و كرم خداى تعالى است ، و اينها دو بالند براى كفر . و به واسطهء حسد فرزند آدم در حسرت جاويد افتاد ، و به درّهء هلاكتى سقوط كرد كه هرگز نجاتى براى او نيست . و حسود را توبه نيست ، زيرا بر آن مصرّ و به آن معتقد است و حسد سرشت اوست كه بدون معارض و بىسبب ظاهر مىشود ، و سرشت از ريشه تغيير نمىپذيرد ، هر چند كه معالجه شود ( 2 ) « . يكى از حكما گفته است : « حسد زخمى است بهبود ناپذير » . و يكى از خردمندان گفته است : « ظالمى شبيه تر به مظلوم از حسود نديدم ، كه نعمت تورا نقمت خود مىداند » . و يكى از بزرگان گويد : « حسود از مجالس و مجامع جز مذمّت و ذلَّت بهره اى نمىبرد ، و از ملائكه جز لعنت و دشمنى به او نمىرسد ، و از خلق جز غم و اندوه عايدش نمىشود ، و در وقت مردن جز سختى و هراس نصيبى ندارد ، و در قيامت جز رسوائى و عذاب به او نمىرسد » .
--> ( 1 ) احاديث اين فصل را از روى » بحار « : 3 مج 15 - 131 - 132 ، باب حسد ، و » كافى « ، باب حسد ، و » سفينة البحار « : 1 - 250 - 251 و » احياء العلوم « : 3 - 162 - 164 و » وسائل « : ابواب جهاد نفس ، باب 54 تصحيح كرديم . . ( 2 ) اين خبر در « مصباح الشريعة » : باب 51 است و با آن تصحيح كرديم ، . [ 2 ] شايد به اين معنى باشد كه اعمال نيك حسود به ترازوى اعمال محسود نهاده مىشود . م .